تبليغاتX
صبح رامهرمز

samanghan





کاشف قطب جنوبی 

كاشف ماجراجوي قطب جنوب يك فرد نروژي بود كه موفق شد خود را به مركز قطب جنوب برساند.

رونالد آموندسن، نخستين انساني بود كه پا به سردترين نقطه روي زمين گذاشت و آنجا را كشف كرد.

در ادامه اشاره‌اي به زندگي و اكتشافات ماجراجويانه اين انسان شجاع خواهيم داشت.

تولد يك كاشف

«رونالد انگل برگت گراونينگ آموندسن» در 16 جولاي سال 1872 ميلادي در بورگ، منطقه‌اي ميان شهرهاي «فرد ريكستاد» و «سارپسبرگ» در مرز نروژ و سوئد چشم به جهان گشود.

پدرش جنر آموندسن ناخداي كشتي بود و مادرش اميلي آموندسن در يك مدرسه به تدريس كودكان مي‌پرداخت و آرزو داشت هر چهار پسرش وارد حرفه پزشكي شوند. رونالد چهارمين فرزند خانواده بود و تحت تعليمات مادر قرار گرفت تا براي آينده‌اي درخشان آماده باشد. اما رونالد علاقه زيادي به ماجراجويي و سفر بر روي آب‌هاي يخي داشت. او مي‌خواست مانند پدرش سوار بر كشتي شود و به جنگ با يخچال‌هاي شناور بر روي آب‌هاي سرد نروژ بپردازد.

رونالد با نمرات عالي ديپلمش را گرفت و آماده ورود به دانشگاه در رشته پزشكي شد تا به آرزوي مادرش جامه عمل بپوشاند. اما در سن 21 سالگي مادر جوانش را از دست داد و همين موضوع او را بسيار افسرده كرد، ابتدا دانشگاه را ترك كرد و براي فراموشي غم از دست دادن مادر زندگي بر روي دريا را برگزيد.او به كتاب‌هاي ماجراجويان قطب شمال و زندگي پرهيجان دريانوردان علاقه داشت و خود را در جاي قهرمان اين‌گونه داستان‌ها تصور مي‌كرد.

در سال 1897 تا 1899 عضو يك گروه ماجراجويي بلژيكي شد و با آنها بر روي آب‌هاي يخ زده درياي گروئنلند به شكار حيوانات قطبي و دريايي ‌پرداخت. او در اين سفرها توانست تجربيات زيادي كسب كند.

قدم به آب‌هاي شمالي

در سال 1903 قدم به آب‌هاي شمالي اقيانوس اطلس گذاشت و هدايت كشتي باري اجناس عتيقه را به عهده گرفت و از اين راه پول خوبي به دست آورد. البته خريد و فروش پوست و گوشت حيوانات شكار شده قطبي از جمله خرس قطبي و سيل قطبي حرفه اصلي او محسوب مي‌شد اما كم‌كم از اين كار دلزده شد و تصميم گرفت دست به كار مهيج‌تري بزند.

كشف قطب جنوب

رونالد موفق شده بود با كشتي از گذرگاه شمال غرب ميان اقيانوس اطلس و آلاسكا عبور كند. او مي‌خواست قطب شمال را فتح كند اما در اين راه ناخداي ديگري بر او پيشي گرفت و اين ماجراجوي نروژي نااميد نشد.او در سال 1911 با يك گروه اكتشافي انگليسي با هدف كشف قطب جنوب مسابقه جالبي را آغاز كرد. سرپرست گروه انگليسي يك افسر انگليسي به نام رابرت فالكون اسكات بود. در اين مسابقه رونالد در روز 14 دسامبر سال 1911 به قطب جنوب رسيد و از رقيب انگليسي خود جلو زد. رونالد آموندس پايگاه اصلي خود را در خليج بالن در ساحل قطب جنوب به همراه چهار مرد و 52 سگ لورتمد انتخاب كرد، او موفق شد با يك برنامه‌ريزي حساب شده و انتخاب مسير صحيح زودتر از اسكات به مركز قطب جنوب برسد و آنجا را فتح كند.

او در آنجا پرچم نروژ را نصب كرد و يك نامه خطاب به اسكات رقيب شكست خورده خود نوشت.

رابرت فالكون اسكات يك ماه بعد به مركز قطب جنوب رسيد. اما به دليل تمام شدن آذوقه و خستگي نتوانست از آنجا بازگردد و اجساد او و همراهانش يك سال بعد همراه با يادداشت‌هاي وي كشف شد.البته رونالد با شنيدن خبر مرگ رقيبش بسيار ناراحت شد و براي وي مراسم عزاداري گرفت.آموندسن اين بار مصمم شد با يك هواپيما بر فراز مناطق يخ زده قطب جنوب پرواز كند. او بعد از دو هفته به وطن خود بازگشت در حالي كه همه تصور مي‌كردند، او سقوط كرده است.آموندسن در 18 ژوئن 1928 بار ديگر سوار هواپيما شد و بر فراز قطب شمال به پرواز درآمد اما هواپيمايش سقوط كرد و جسد وي هيچگاه پيدا نشد. به همين دليل دولت نروژ روز 18 ژوئن 1928 را روز مرگ وي و تعطيل اعلام كرد. به اين ترتيب پرونده اين كاشف و ماجراجوي مشهور نروژي نيز بسته شد.

ناگفته نماند كه ياد و نام او براي نروژي‌ها هميشه زنده است و چندين مكان از جمله ايستگاهي در قطب جنوب، دريايي در ساحل نروژ، خليجي در اقيانوس اطلس، جزيره‌اي در كانادا و مدرسه‌اي در ايلينويز شيكاگو را به نام اين كاشف ماجراجو كرده‌اند. و در روز تولد وي مراسم باشكوهي در نروژ برگزار مي‌شود تا همگان به ياد اين كاشف متهور و بي‌باك باشند.

اولين مسجد در قطب شمال

به نوشته روزنامه روسي ايزوستيا قرار است زيباترين مسجد در شهرك كوچك اينوويك در قطب شمال واقع در كانادا زيباترين مسجد ساخته شود.

اين مسجد به كمك انجمن اسلامي شهر اينووويك در قطب شمال واقع در كانادا ساخته مي‌شود.

براساس آمار، تعداد سه هزار و پانصد نفر در اين شهرك زندگي مي‌كنند و تا به امروز حدود دويست نفر آنها مسلمان هستند اين در حالي است كه آنها جايي براي انجام فرايض ديني و خواندن نماز جماعت ندارند. البته اهالي اين منطقه نمازخانه‌اي بسيار كوچك ساخته‌اند كه در اعياد و عزاداري‌هاي مذهبي دور هم جمع مي‌شوند اما اين مكان بسيار كوچك است و جوابگوي جمعيت مسلمانان اين شهرك نيست. لذا تاكنون چهل هزار دلار جمع‌آوري كرده‌اند تا زيباترين مسجد را در قطب شمال بسازند.سعيد دهار، نماينده انجمن اسلامي اين شهرك اظهار كرد: مسجدي خواهند ساخت كه گنجايش پيش از صد نفر را داشته باشد؛ قرار است ساخت اين مسجد ظرف چهار سال به اتمام برسد.

به گفته محمد محمود، رئيس انجمن اسلامي شهرك، جمعيت مسلمانان در اين منظقه روز به روز رو به افزايش است و نياز به داشتن مكاني بزرگ براي عبادت دسته‌جمعي به خوبي احساس مي‌شود.به عقيده اعضاي اين انجمن وجود يك مسجد بزرگ براي عبادت، آرزوي مسلمانان اين شهرك است.
نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: مشاهیر جهان |

هدف از افرینش انسان ؟ 

مقدمه
“فلسفه حیات” یا “هدف زندگی” از مسائل مهم انسانشناسی و یکی از اساسیترین موضوعات زندگی انسان است. اگر انسان نتواند دریابد که “هدف از حیات چیست” و پاسخی مناسب برای این پرسش نداشته باشد زندگی را پوچ و بیمعنی خواهد یافت. همه فعالیتهای آگاهانه و ناآگاهانه انسان زمانی مفهوم خواهد داشت که هدف نهایی از زندگی روشن باشد. هدف فرد از کار کردن، تحصیل علم، توالد و تناسل و حتی غذا خوردن، ادامه زندگی است و هدف از زندگی و ادامه آن، پایه نگرش و جهانبینی او محسوب میشود.
با اندکی دقت میتوان فهمید، هدفی که ما برای زندگی خود در نظر بگیریم همه زندگی ما را تحتالشعاع خود قرار میدهد، به عباتی دیگر به زندگی ما “جهت” و “معنی” میدهد. لذا اگر انسانها در زندگی خود روشهای متفاوتی دارند، به این دلیل است که هدفهای متفاوتی را دنبال میکنند، هرقدر این هدف والاتر و ارجمندتر باشد، به همان اندازه زندگی انسان از ارزش و کیفیتعالیتری برخوردار خواهد شد، بنابراین سعادت و کمال انسان در گرو “شناخت هدف” و آگاهی از “فلسفه حیات” است اما معمولا آن قدر سرگرم به کارهای روزمره و ظواهر زندگی و کامیابیهای مادی میشود که وی را از توجه به این مسئله اساسی باز میدارد. چه بسیار افرادی که سالها در این دنیا زندگی میکنند اما هرگز به این اساسیترین مسئله خود نمیاندیشند یا نسبت به آن بیاعتنا هستند که اگر حتی لحظهای به طور جدی این مسئله برای آنها مطرح شود، تحول و تحرک عمیقی را برایشان به ارمغان خواهد آورد.(
۱)
هدف از خلقت انسان(
۲)
هدف از خلقت انسان چیست؟ هرگاه با این پرسش روبرو شویم دو معنا به ذهن ما خطور میکند:
الف) هدفی که شامل خالق میشود.
ب) غایت و غرض، شامل خالق نشده بلکه در برگیرنده مخلوق است.
پاسخ به معنای اول (هدف فاعل)
آیا خالق دارای هدف و غرض است؟ آیا برای خالق انگیزهو محرکی وجود داشته تا انسان را بیافریند؟ آیا میتوان مانند اشاعره هیچ هدفی را برای خدا در نظر نگیریم؟ یا همچون معتزله خدا را فاعل بالقصد دانسته که استکمال ذات میکند؟
آر ی، این امری است که خلقت نمیتواند به این معنا هدف داشته باشد، زیرا که هدف به معنی انگیزه، یعنی عامل فاعل و محرک فاعل، چیزی است که موجب میشود، کننده، کاری را انجام دهد و اگر آن نباشد، فاعل از انجام آن امتناع میکند. ما به این معنا درباره خدا نمیتوانیم قائل به هدف و غرض بشویم زیرا هدفی که برانگیزاننده فاعل است معنایش این است که طبعا فاعل در کار خود میخواهد به آن برسد و استکمال ذات نماید و این مستلزم نقص فاعل است یعنی به این نحو هدف داشتن تنها در فاعلهای بالقوه و در مخلوقات صادق است و در خالق راه پیدا نمیکند.(
۳) حال برای اینکه مطلب فوق به صورت عقلانی و با دلایل متقن بیان شود در ذیل آن از برهان وجوب و امکان (برهان سینوی) که در نمط چهارم کتاب اشارات ابوعلیسینا ذکر شده و خود، آن را بهترین برهان در اثبات وجود خدا دانسته است (زیرا در آن، تنها یک محاسبه عقلی ما را به نتیجه میرساند) استفاده میکنیم.
برهان وجوب و امکان (برهان سینوی()
۴:)
مضمون برهان چنین است: وقتی در موجودات نظر میکنیم، میتوانیم بگوییم که هرموجودی بنا به فرض عقلی، از یکی از دو قسم ممکن و واجب خارج نیست، یعنی هر موجودی بنا به تقسیم عقلی یا ممکنالوجود است و یا واجبالوجود. اگر واجبالوجود باشد که مدعای ما (یعنی نیاز جهان به یک علت یا فاعل واجبالوجود) ثابت میشود و اگر ممکن الوجود باشد، لا محاله باید به واجب الوجودی منتهی شود تا بتواند موجود شود، زیرا میدانیم که ممکنالوجود از ناحیه خود ایجاب نمیکند که موجود یا معدوم باشد.بنابراین بود و نبود یک ذات ممکن وابسته به علتی خارج از اوست. با بودن او این ذات ممکن، به مرحله وجوب میرسد و موجود میشود و بدون آن معدوم میگردد.حال اگر این علت را بررسی کنیم، درمییابیم که یا واجبالوجود است و یا ممکنالوجود، درصورت اول، مدعای ما ثابت است و در حالت دوم محتاج به علت دیگری است که آن علت دوم هم یا وجبالوجود است و یا ممکنالوجود، اگر ممکنالوجود باشد، حاجت به سومی میافتد و ... اما سرانجام باید به یک علت یا فاعل واجبالوجود منتهی شود و گرنه سلسله ممکنات هرگز به درجه وجوب و در نتیجه به مرتبه وجود نمیرسد. سپس وجوب زنجیره ممکنات باید از ناحیه موجودی باشد که وجوب او ذاتی است و از ناحیه موجود دیگری نمیباشد و آن پروردگار عالمیان است.
وقتی ما به صورت عقلانی پذیرفتیم که در عالم امکان واجبالوجودی هست که، سرسلسله علتهاست و وجودش قائم به غیر نیست این امر، مسلم میشود که او همان بینیاز مطلق است زیراهرگونه نیاز برابر است با ممکنالوجود بودن.پس واجبالوجود یعنی ربالعالمین همان منبع فیض است که افاضه او با اختیار است. چه بسا کسانی که خداوند را از جهت افاضه با خورشید و یا چشمه جوشان مقایسه میکنند، ایشان راه را به غلط رفتهاند زیرا هیچ یک از این دو (خورشید و چشمه جوشان) در افاضه خود مختار نیستند و فقط ذات اقدسالله است که چنین خصوصیتی را داراست یعنی منبع فیض با اختیار است.
از آنچه که گذشت میتوان چنین نتیجه گرفت که معنای اول (هدف زائد بر ذات خالق یکتا) کاملا باطل و بیاساس است زیرا قائل شدن غرض برای ربالعالمین منتهی به پذیرفتن نقص در ذات او شده و این امر خلاف واجبالوجود بودنش میباشد.
پاسخ به معنای دوم (هدف فعل)
میدانیم هر عملی که خالی از هدف باشد پوچ و باطل است و از طرفی دیگر بر ما ثابت گردید که نمیتوان هدفی زائد بر ذات پروردگار در نظر گرفت، پس هدف از آفرینش شامل فعل خدا که همان انسان است میگردد حال قبل از اینکه به بیان هدف فعل بپردازیم توضیحات زیر را بیان میکنیم:
میدانیم همواره کلمه حق در مقابل باطل قرار گرفته است و در میان عامه مردم به دو معنای اصلی به کار میرود.
۱) حق به معنای آنچه که در عالم خارج تحقق دارد یعنی آنچه هست و واقعیت دارد
۲) حق به معنای آنچه باید باشد.
وقتی در علوم عینی میگوییم حق، ناظر به معنای اول است و زمانی که در حقوق و ادیان و اخلاق از آن سخن میگوییم به معنای دوم یعنی آنچه باید باشد، است.
به طور خلاصه حق به معنای اول مربوط به انسان و جهان (هر دو) میباشد و حق به معنای دوم فقط درباره انسان است، چون “باید و نباید” مربوط به اختیار و انسان میشود، لذا علوم طبیعی میدانش انسان و جهان و دایره علوم حقوقی انسان است و بس.(
۵)
اما قرآن کریم کلمه حق را در معنایی به غیر از این دو معنایی که از نظرتان گذشت به کار میبرد. سوره آل عمران آیه
۱۹۱:
الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا ...
ـ ترجمه:
آنانکه خدا را یاد میکنند در حال ایستاده و نشسته و خفتن، دائم اندیشه میکنند در آفرینش آسمانها و زمین و گویند پروردگارا این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریدهای ...
این جهان را، این آسمانها و زمین را باطل نیافریدهای و بر حق آفریدهای یعنی چه؟ آیا قرآن میخواهد بگوید که انسانهای اندیشمند تفکر میکنند و میگویند آسمان و زمین واقعیت عینی است؟ آیا معنای دیگر مدنظر است؟ تکلیف و باید و نباید مربوط به آسمان و زمین است؟! یا باید و نباید مربوط به خداست؟ این حق و باطل چیست؟ آری معنای سوم آن هدفدار بودن است و یا بهتر بگوییم حق در معنای سوم یعنی یک واقعیت ساماندار و هدفدار
نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: |

بررسي جوشكاري GMAW آلومينيوم بر روي ورقه آلومينيوم در مقايسه با نمونه فولاد ساده كربني 

بررسي جوشكاري GMAW آلومينيوم بر روي ورقه آلومينيوم

در مقايسه با نمونه فولاد ساده كربني

زهير سراجان[1] ـ مهدي مباركي ـ فرشاد فيروزفر

دانشگاه آزاد اسلامي واحد يزد

Zohair Sarajan

Mehdi Mobaraki

Farshad Firouzfar

دراين پروژه به جوشكاري آلومينيم و فولاد توسط روش GMAW توسط فلز پركننده آلومينيم پرداخته شده است. مطالعه فيزيك جوش، ظاهر گرده جوش و خاصيت خيس شوندگي قطعه جوشكاري شده و مقايسه نمونه هاي فولادي و آلومينيومي جوشكاري شده بخش اصلي آزمايش مي باشد. تعدادي نمونه از جنس آلومينيم و فولاد با قطرهاي 1 الي 2 ميلي متر و با ابعاد 10ـ 8´5/2ـ 2 سانتي متر بريده و تهيه شد. نمونه ها قبل از عمليات جوشكاري با اسيدكلريدريك شستشوو آماده سازي سطحي شد. سپس با درنظر گرفتن پارامترهاي ورودي همچون شدت جريان، ولتاژ، سرعت تغذيه سيم الكترود و عامل پيش گرم نمونه تحت جوشكاري GMAW قرار گرفتند. پس از اتمام عمليات جوشكاري، جدول هايي تهيه شد كه نتايج حاصل از هرآزمايش را جهت سهولت در مطالعه و مقايسه در اختيار خواننده قرار دهد. همچنين از تمام نمونه ها عكسبرداري شد تا امكان مقايسه بصري فراهم آيد. نمونه آلومينيمي با قطر 2 ميلي متر بهترين نتايج راجع به ظاهر جوش و خيس شوندگي را به خود اختصاص داد. همچنين اثر دماي پيش گرم قبل از جوشكاري در نمونه هاي آلومينيومي با ضخامت كم كاملاً مشهود است. نمونه هاي آلومينيومي به علت ضخامت كم و خواص ويژه مهندسي و فيزيكي مي بايست تحت شرايط كنترل شده اي مورد جوشكاري قرار گيرند. از جمله پارامترهايي كه به جوشكاري نمونه آلومينيمي در اين آزمايش حساس بود پارمتر «سرعت تغذيه الكترود سيم» بود كه نمي توانست از حد 68/0 متر بر دقيقه تجاوز كند. نمونه هاي فولادي با دارا بودن خاصيت انعطاف پذيري در مقابل پارامترهاي جوشكاري فاقد كيفيت ظاهري جوش مناسبي بودند

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: مکانیک |

درآمدی بر فومهای فلزی 

در آمدی فوم های فلزی :

با پیشرفت تكنولوژی بدست آوردن مواد جدید از اهمیت خاصی برای دانشمندان برخوردار است و می تواند اثر بسیار شگرفی بر زندگی بشر داشته باشد . فوم های فلزی یكی از این مواد هستند كه دانشمندان با بوجود آوردن آنها پای در فضای گسترده و جدید صنعتی گذاشتند .
عموما مابین 75% تا 95% ساختار فوم از منفذ ساخته شده است كه می تواند متصل به هم یا به هم چسبیده باشد .
فوم های فلزی سخت هستند بر خلاف فوم های پلاستیكی و تا زمانیكه آنها را برش ندهید مانند فلز جامد به نظر می رسند . ( به یاد داشته باشید كه به خاطر چگالی پایین آلومینیوم معمولا از این فلز ساخته می شوند ) .

تاریخچه فوم فلزی :

فرآیند اول :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: مکانیک |

فلزات و تغيير شكلشان 

فلزات و تغییر شکلشان
فلز ماده‌ای است که می‌توان آن را صیقل داده و براق کرد، یا به طرح‌های گوناگون در آورد و از آن مفتول‌های سیمی ظریف تهیه کرد. فلز جسمی است که آزمایش‌های مربوط به گرما و مهم‌تر از همه جریان الکتریکی را به خوبی هدایت می‌کند. فلزات با یکدیگر فرق زیادی دارند، از جمله در رنگ و سختی و نرمی، تعدادی از آنها ممکن است به آسانی خم شده و یا خیلی محکم و مقاوم باشند

شکل واقعی فلزات
شکل واقعی فلزات به اندازه یون و تعداد الکترون‌هایی که هر یون در حوزه اشتراکی دارد و انرژی یون‌ها و الکترون‌ها بستگی دارد. هر قدر فلز گرمتر شود این انرژی زیادتر خواهد شد. پس فلزات گوناگون ممکن است طرح‌های گوناگونی به خود بگیرند. یک فلز ممکن است در حرارت‌های مختلف، طرح‌های متنوعی را اختیار کند، اما در بیشتر آرایش‌ها، یون‌ها کاملاً پهلوی هم قرار دارند، و معمولاً تراکم در فلزات زیادتر از دیگر مواد است. اختلافات عمده فلزات و دیگر جامدات و مایعات.فلزات هادی خوب برق هستند. چون الکترون‌های آنها برای حرکت مانعی ندارند. همه فلزات جامد و مایع گروهی الکترون آزاد دارند، طبعا همه فلزات هادی‌های خوب الکتریسیته هستند. به این سبب فلزات از دیگر گروه‌های عناصر، کاملاً متفاوت دارد.
اختلاف عمده فلزات و دیگر جامدات و مایعات، در توانایی هدایت گرما و الکتریسیته است. هادی خوب آزمایش‌های مربوط به گرما جسمی است که ذرات آن طوری تنظیم شوند که بتوانند آزادانه نوسان یافته و به ذ